“طالبان شاید می توانست مداد و کتاب را از ما بگیرد ولی امکان نداشت که ذهن ما را از اندیشیدن باز دارد”

•اولین جمله ای که در حین خوندن این کتاب به ذهنمان میرسد،جمله ای که مدام در سرمان اکو می شود: “کاش جایی به غیر از خاورمیانه به دنیا آمده بودم،جایی که هرگز اسم خاورمیانه هم به گوشم نمی رسید”

 

•کتاب من ملاله هستم اثرکریستینا لمب و ملاله یوسف زی  درباره ی دختری مسلمان و پاکستانی، به نام ملاله ست.درباره ی خاطرات،آرزوها فرهنگ و روزمرگی های او و خانواده اش در دره ی سوات پاکستان.

• دختری کم سن و سال که تحصیل رو حق مسلم خودش می دونه…بابتش می جنگه…و در آخر در راه بازگشت از مدرسه هدف شلیک طالبان قرار می گیره.

ملاله ماجرای زندگیش رو از قبل از زمان بدنیا آمدنش تا بستری شدن در بیمارستان بیرمنگام برای خواننده شرح می کنه.از فرهنگ غالب در کشورش و همینطور از تمام ترسها و دلشوره هایی که او و دیگر دختران در هنگام رفتن به مدرسه دچارش بودن .(در زمان منع تحصیل برای دختران و مجبور به پرده نشینی توسط طالبان)

 

• قسمت هایی از کتاب درباره ی طالبان و نمایش چهره ی اصلی اونهاست.کسانی که برای رسیدن به بهشت زندگی رو برای دیگران تبدیل به جهنم می کنند.خوندن این بخشها و این تحریفات آزاردهنده بود و من رو یاد کتاب”هزار خورشید تابان”خالد حسینی و تلخی این کتاب انداخت.

درباره کتاب من ملاله هستم

ملاله یوسف زی زمانی‌که به دلیل رفتن به مدرسه و تحصیل هدف گلوله‌ی طالبان قرار گرفت، شروع به نوشتن خاطرات خود کرد. او در کتاب من ملاله هستم خاطرات خود را از زمان برخورد گلوله‌ی طالبان با سرش تا زمانی‌که به انگلستان منتقل شد را گردآوری کرده است. ملاله هم‌چنین درباره‌ی فعالیت‌های فرهنگی که در زادگاهش «دره سوات» انجام داده نیز سخن گفته است….سازمان ملل متحد روز 12 ژوئیه را «روز ملاله» نام‌گذاری کرد

 


9990


دانلود فایل ها